تبليغاتX
snapshot

کنکاشی پیرامون جنسیت، در بستر فیلم بزرگراه گمشده اثر دیوید لینچ

نوشته شده توسط زانیار بلوری در پنجشنبه 1388/01/13 |

ترجیح می دم به جای تبریک و شادباش سال نو، 24 مارس روز تولد ادوارد وستون رو تبریک بگم. ادوارد وستون فراسوی عکس ها، مقلدان و پیروانش، زن بارگی هاش، خوش شناسی ها و بیماری پارکینسون اش و زندگی پر فراز و نشیب اش در مکزیک، همیشه برای من نماد نوعی نبوغ متعالی در عکاسی بوده که کمتر کسی رو می شه در این جایگاه قرار داد. وستون کسی بود که عکاسی و زیبایی شناسی رو به اضمحلال استیگلیتزی رو نه تنها نپذیرفت، بلکه نجات داد. وستون با درک و بصیرت بالاش هیچوقت از تلاش دست نکشید و سبکی در عکاسی بنیان نهاد که در آن زمان تنها به ذهن نابغه ای چون خودش خطور می کرد. به قول گراندبرگ وستون سبک مدرنیست والا در عکاسی رو که به منریسم دچار می شد با مجموعه ی چشم اندازهای آخرش به مدرنیستی متاخر پیوند زد. فراتر از گفته ی گراندبرگ به نظر من می شه آثار وستون و به خصوص مجموعه ی آخرش رو نقطه ی پیوند ما بین مدرنیسم و پست مدرنیسم در عکاسی  قلمداد کرد. پختگی وستون رو در همین مجموعه عکس ها می شه دید و اوج خلاقیت اش رو در همین آثار می شه محک زد. به راستی درک نبوغ وستون، کار ساده ای نیست. عکس های خسته کننده ی او در دوران ما نفوذ و عمق خودشون رو در سطح رها می کنند، برای درک عمق تاثیر عکس های وستون باید همچون خود او در مجموعه عکس های آخرش، در جستجو و درک مرگ و زوال بود. روحش شاد!

مرد مرده، عکسی از ادوارد وستون

نوشته شده توسط زانیار بلوری در سه شنبه 1388/01/04 |