
مطلب زير را، كه به معرفي كتاب كنترپوان مي پردازد، از سايت http://thephotobook.wordpress.com انتخاب كرده و بخش هايي از آن را ترجمه كردم. اين كتاب شامل جديدترين عكس هاي رابرت و شانا پارك هريسون است. پيش تر درباره ي اين زوج عكاس و مجموعه ي قديمي ترشان با نام برادر معمار مطالبي نوشته بودم كه مي توانيد اينجا آن را مشاهده كنيد. براي ديدن مجموعه عكس هاي جديدشان نيز به سايت http://www.parkeharrison.com سر بزنيد. رسيدن به عمق تصاوير پارك هريسون و درك آن، بر خلاف آنچه در ظاهر به نظر مي رسد، چندان ساده نيست. تصاوير آن ها طيف متنوعي از مسائل و نظريات را در بر مي گيرد كه خوانش درست اش نگاهي جامع مي طلبد. هرچند جذابيت اين تصاوير براي من در عكاسانه بودنشان است، اما واقعيت اين است كه آنها از گفتمان پيرامون عكاسي فراتر رفته و وارد حوزه هاي جديدتري از هنر معاصر مي شوند. بسنده كردن به يك روش تفسير يا تقليل آثار پارك هريسون به يك وجه خاص، براي بيننده اش جز سردرگمي و انبوهي پرسش هاي بي پاسخ ارمغاني ندارد. مشكلي كه اكثر علاقه مندان به زيبايي صوري چشمگير تصاوير پارك هريسون با آن دست به گريبانند و متن زير نيز نتوانسته چندان از آن برهد.
---------------------------------------------------------------------------------
كنترپوان - رابرت و شانا پارك هريسون
نوشته ي داگلاس استاكدل
در تلاشي براي درك بهتر كتابِ جديدِ رابرت و شانا پارك هريسون[1]، كنترپوان[2]، بر خود لازم ديدم كه به برادرِ معمار[3] كتاب قبلي منتشر شده ي رابرت پارك هريسون از انتشارات توين پالمز[4] اشاره كنم. متاسفانه زماني كه اين كتاب در دسترس بود آن را نخريدم.
برادر معمار، داستان آغازين "هركسِ"[5] پارك هريسون است، شخصيتي داستاني كه توسط رابرت و شانا بسط مي يابد، كتابي درباره ي تلاقي انسان و محيط زيست. به نظر مي رسد خط داستانيِ محيط زيستيِ برادر معمار براي هركس، در كنترپوان ادامه مي يابد. عكس هاي برادر معمار فراواقعي هستند و فكر مي كنم قراردادن آنها درون بافت محيط زيستيِ تعمدي كه ظاهرا پارك هريسون متصور شده، همواره آسان نيست. اما با اين وجود نگريستن به تصاوير سياه و سفيدِ با مهارت ساخته شده در برادر معمار، بسيار دلپذير و لذت بخش است.

پس با چنين ديدگاهي، به سراغ كتاب اخيرشان كنترپوان مي روم. در حالي كه برادر معمار محصول نهاييِ سياه وسفيدي با تناليته هاي بسيار شگرف و تصاويري تغزلي بود، كنترپوان متناسب با تصاوير رنگيِ به شدت واضح با شفافيتي كاملا مشخص منتشر شده است. گروه بازيگران براي اين كتاب جديد نيز از شخصيت منفرد هركس فراتر رفته است كه "هر زن"[6] و "هر بچه"[7] يا شايد "هر خانواده"[8] اي به هم پيوسته را شامل شود. خانواده ي بشري[9] مناسب تر براي عصر ما.
همان طور كه هركس، پيرتر شده، اما گويا داناتر نشده است، لباس اتو كشيده ي او، كلاه و پيراهن آهار زده و كراوات، اكنون جاي خود را، اگر پيراهني پوشيده باشد، به پيراهني ژنده تر و كثيف تر داده است. وضعيت بد لباس هاي او استعاره ي دقيقي براي احساس وحشت همگاني از شرايط جديد محيط زيست ما، همچنين نگراني فراگير از وضعيت تكنولوژي است. ما بوسيله ي تكنولوژي، كه تصور مي كرديم ما را رهايي بخشد، از پاي در آمده ايم.

اگر اين كتاب فراخواني محيط زيستي براي دست كشيدن از اقدامات بي فكرانه اي است كه با محيط زيست انجام مي دهيم، كه فكر مي كنم كليت اثر اين باشد، شايد بيش از اندازه چندپاره و درنتيجه كم مايه است. با اين حال، تعدادي تصاوير بسيار پيچيده و مشكل در كتاب وجود دارد كه براي يافتن سر نخ تمام تردستي هاي آن، هر نكته ي مختصر و ظريف، نيازمند موشكافي و ارزيابي است. عكس ها، فوق العاده پيچيده و در عين حال ناراحت كننده هستند. در واقع فكر مي كنم بسياري از آنها، هم مي توانند غمناك باشند و هم ترسناك.

بي هيچ متن كمكي، ما سرنخي بصري و روايي در دست داريم كه همراه با عنوان عكس ها مي كوشند تا كليت اثر را قابل فهم سازند.
همچون اثر قبلي پارك هريسون، اينجا نيز ابزارهاي مكانيكي سحرآميز و دستگاه هايي فرعي، در عكس ها وجود دارد. در اثري با عنوان كاتب[10] مي بينيم خطي قرمز، كه احتمالا دلالت بر رد خون دارد، مربوط به وسيله اي است كه قلم را نگه داشته است و گويا شخص تنها كنترل غير مستقيم بر آن دارد. در تمام مدت، جريان نامتناوب مايع قرمز، از لوله اي كه از آستين بيرون آمده، به مخزن قلم ادامه دارد. مسئله اي كه براي من وجود دارد آن چيزي است، كه به نظر مي رسد شانه عسلي باشد كه زير مچ بسته شده است و در مجموعه تصاوير كتاب، شانه هاي عسل و زنبورها باز مشاهده مي شوند. تنها مي توان بر اين عقيده بود كه اين مسئله به دغدغه هاي اخير در رابطه با مرگ زنبورهاي عسل مربوط مي شود؛ پي آمدهاي گرده افشاني هاي محيط زيستي ثانويه و آن هم مرگ تدريجي زنبورهاي عسل كه به طريقي مربوط به تكنولوژي اخير، همچون افزايش استفاده از تلفن هاي همراه[11] است.

همان اندازه كه غيرمنطقي به نظر مي رسد، به دلايل متعددي نيز، هم اين كتاب را دوست دارم و هم با آن مخالفم. تصاوير اين روايت به همان اندازه كه جذاب و دلفريب است بسيار مايوس كننده است و تا حدي توالي آن بي ربط است. پرسش هاي زيادي كه براي بيشتر آن ها پاسخي نيست.
[1] Robert and Shana ParkeHarrison
[2] counterpoint
[3] The Architect’s Brother
[4] Twin Palms Publishers
[5] Everyman
[6] Everywoman
[7] Everychild
[8] Everyfamily
[9] Family of Man
خانواده ي بشر نام نمايشگاه عكسي بود كه در سال 1955 در موزه ي هنرهاي مدرن نيويورك برگزار شد. در اين نمايشگاه از ميان 2 ميليون عكس كه به وسيله ي273 عكاس مشهور از 68 كشور جهان گرفته شده بود،503 عكس انتخاب شد و به نمايش درآمد. م
[10] The Scribe
[11] cell phones